دوشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸۸
میشل هانکه نخل طلا را گرفت

 

متاسفانه امسال برگزاری جشنواره با انتخابات ریاست جمهوری ایران همزمان شده و در روزهای اخیر به دلیل فعالیت های انتخاباتی موفق به نوشتن مطالب نشدم . امروز آخرین روز جشنواره کن با نمایش فیلمی از "    " تمام می شود و با اعلام برنده نخل طلا همه گمانه زنی ها تمام می شود . تا امروز فیلم " پیامبر " به کارگردانی اودیار از شانس بیشتری نسبت به بقیه فیلم ها بر خوردار است . البته در نظر منتقدان که خب می دانید همیشه اتفاقی که می افتد و تصمیم هیئت داوران متفاوت از نظر منتقدان است .

دیروز هم جوایز بخش " نوعی نگاه " اهدا شد که خب جایزه ای که به فیلم " کسی از گربه های ایرانی خبر نداره " ساخته بهمن قبادی داده شد،از پیش از شروع جشنواره پیش بینی می شد . و البته در بخش دو هفته منتقدان هم که شهرام علیدی با فیلم " زمزمه باد " حضور داشت توانست سه جایزه را از آن خود کند .

و مهم تر اینکه مسابقه فیلم های کوتاه هم دیروز صبح برگزار شد و 9 فیلم کوتاه برای دریافت نخل طلای کن با هم رقابت کردند .

خب این از خلاصه ای از خبرها و دلایل بدقولی من .

و اما خبرهای داغ شب اختتامیه و جوایزی که به فیلم ها رسید:

نخل طلای شصت و دومین فستیوال فیلم کن برای فیلم " روبان سفید " به میشل هانکه رسید . خب من که واقعا از این بابت خوشحالم . میشل هانکه موقع دریافت جایزه گفت :

" خیلی خوشحالم . فکر می کنم نخل طلا بزرگ ترین جایزه ای است که یک فیلمساز در زندگی اش می تواند بگیرد . به هر حال از تهیه کننده ام که اجازه داد هر کاری می خواهم بکنم و از سرمایه گذارانی که بودجه فیلم را تامین کردند و از بچه ها که با حوصله با من کنار آمدند متشکرم . "

خیلی ها فکر می کردند فیلم " پیامبر " به کارگردانی اودیارد ، نخل طلا را بگیرد اما این اتفاق نیفتاد و این فیلم جایزه بزرگ فستیوال کن امسال را گرفت .

امسال جایزه ویژه ای هم برای یک عمر فعالیت و تلاش یک فیلمساز در تاریخ سینما به آلن رنه داده شد .

بهترین کارگردانی : بریلانت مندوزا برای فیلم kinatay

جایزه ویژه هیئت داوران هم به طور مشترک به فیلم " آکواریوم " ساخته آندره آ آرنولد و " اشتیاق " به کارگردانی چاتن ووک پارک داده شد . آندره آ آرنولد که برای بار دوم و با دومین فیلمش در بخش مسابقه شرکت می کرد برای دومین بار این جایزه را گرفت .

بهترین بازیگر زن : شارلوت گینزبورگ برای بازی در فیلم " ضد مسیح "

بهترین بازیگر مرد : کریستوف والتز برای بازی در " حرامزاده های بی شرف "

بهترین فیلمنامه : می فنگ برای فیلمنامه " تب بهاره " به کارگردانی لو یی

در بخش مسابقه فیلم های کوتاه نخل طلا به فیلم کوتاه " آرنا " به کارگردانی جوآ سالاویزو داده شد و جایزه ویژه ای هم به فیلم کوتاه " مرد شش میلیون دلاری " تعلق گرفت .

و جایزه های دیگری که احتمالا خودتان خبرش را خوانده اید . فیلم های خیلی مهم و دوست داشتنی متاسفانه جایزه ای نگرفتند مثل فیلم گاسپار نوئه یا فیلم آلمادوار و یا حتی فیلم فون تریر و جانی تو ....اما همین که نخل طلا را کن لوچ نگرفت خیلی خوشحال کننده است .

 

 

مینا کشاورز

چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

کنفرانس مطبوعاتی " آغوش های شکسته Broken Embraces/"

روزهای آخر فستیوال کن روز ستاره های فیلمسازی دنیاست . دیروز هم پدرو آلمادوار با فیلم " آغوش های شکسته " در کن حضور پیدا کرد . پدرو آلمادوار خودش معتقد است این فیلم بهترین فیلم عمرش است . کنفزانس مطبوعاتی فیلم با حضور آلمادوار و پنه لوپه کروز و دیگر بازیگران و تهیه کننده فیلم ، آگوستین آلمادوار برگزار شد. دیروز به جز نمایش فیلم جدید آلمادوار، اتفاق های دیگری هم در فستیوال کن افتاد . مثل برگزاری مستر کلاس برادران داردن که حتما گزارشی از آن را در این صفحه چاپ خواهم کرد .

پدرو آلمادوار درباره نحوه بازی گرفتن از بازیگرانش گفت :

" اول از هر چیزی شیوه ای که برای کار کردن با بازیگرانم دارم بستگی به این دارد که با چه هنرپیشه ای کار می کنم و برای بازی گرفتن از هر کدام شیوه مخصوص به خودشان را دارم . معتقدم کسانی که نمی توانند خصوصیات افراد را درک کنند و یا رابطه اجتماعی خوبی ندارند ، نمی توانند کارگردان موفقی باشند . بازیگرانی که من باهاشون کار می کنم این اجازه را به من می دهند که درباره مسائل خیلی خیلی خصوصی شان هم صحبت کنم . آن ها به من این امکان را می دهند که در چیزهایی این شکلی عمیق شوم و جستجو کنم و از این جهت واقعا خوشبختم . چون همه بازیگرانی که باهاشون کار می کنم در این مورد نسبت به من خیلی بخشنده هستند . گاهی اوقات در مورد بعضی از بازیگرها ، آن ها را به شکل همان کاراکتری که می خواهم در می آورم . و در مورد بازیگران دیگر می توانم بگم کاری نمی کنم . از آن ها می خواهم که صحنه ها را به طوری غریزی و بر اساس احساسی که از آن صحنه گرفته اند ، بازی کنند . اگر چه حواسم کاملا به آن ها هست و اگر لازم باشد خودم آن نقش را برایشان بازی می کنم تا منظورم را بفهمند . در یکی از فیلم هایی که چند وقت پیش فیلمبرداری می کردیم . صحنه سکس با بازیگر زن را یک بار اجرا کردم تا هنرپیشه مرد بفهمد من چه بازی از او می خواهم . . با همه این ها احترام خیلی زیادی برای بازیگران قائل هستم . "

پنه لوپه کروز هم درباره داستان فیلم گفت :

" همه چیز ، از خط اول تا خط آخر فیلمنامه من را شگفت زده کرد . واقعا فکر می کنم فیلمنامه این فیلم یکی از بهترین فیلمنامه هایی است که آلمادوار تا به حال نوشته است . حتی اگر بهترین نباشد . بدون شک پیچیده ترین ، جسورترین و با جرات ترین فیلمنامه اش است . فکر می کنم خیلی خوش شانس بودم که پدرو دوباره به من اعتماد کرد و نقشی را به من داد که فوق العاده اس و از طرفی کاملا با نقش هایی که تا به حال بازی کرده ام متفاوت است . "

پنه لوپه کروز درباره پیچیدگی نقشش در فیلم گفت :

" بخش کمدی فیلم که همان فیلم " دخترها با چمدان هاست " ساده نبود . خیلی سخت تر از بخش دراماتیک فیلم بود . بخش کمدی در ذهن پدرو بیشتر از اینکه مختصر و مفید باشد یک حقه بود . بازی کردن یک صحنه به دو شکل خوب و بد خیلی حقه بازی است . باید بگم که موقع بازی کمی استرس داشتم. بعضی اوقات در یک روز مجبور بودم ازیک شخصیت به قالب شخصیت دیگری در بیام . اینها همه یه کم منو گیج کرده بود . ولی سه ماه قبل از شروع فیلمبرداری ما تست دادیم و تمرین کردیم و این کمک خیلی بزرگی به من کرد . "

پدرو آلمادوار درباره اینکه چرا در فیلم هایش اغلب کاراکترها زن هستند گفت :

" دلیل اینکه کاراکترهای زن را زیاد در فیلم های من می بینید این است که مثل همه بچه هایی که در اواخر دهه 50 بزرگ شدند من هم با زنان بزرگ شدم . مادرم من را همه جا با خودش می برد . تا 8-9 سالگی دور و برم پر از زن های مختلف بود . و دیدن این زن ها تجربه هایی برایم داشت که بعد ها از آن ها در فیلم هایم استفاده کردم . من با زن ها زندگی کردم و درباره زن های قدرتمند حرف می زنم . نمی دانم آن ها چطوری مدیریت می کردند ولی با وجود اینکه بعد از جنگ فقز و بدبختی همه جا حاکم بود ما هر روز برای خوردن غذا داشتیم . کشور ما ، اسپانیا ، با این نسل از زنان ساخته شده است . ما زندگی مان را مدیون آن ها هستیم . کاراکترهای مرد من را یک کم می ترسانند...ولی خب چیزها تغییر کردنی هستند ...."

خلاصه داستان :

نویسنده و کارگردانی 14 سال پیش در یک تصادف وحشتناک به جز از دست دادن بینایی اش ، عشق زندگی اش ، لنا را هم از دست می دهد . این مرد دو تا اسم دارد ، هری کین ، اسم مستعاری که با آن آثار ادبی و هنری اش را امضا می کند و ماتئو بلانکو که اسم واقعی اش است و با آن زندگی می کند و فیلم هایش را با همین اسم کارگردانی می کند . بعد از تصادف ، ماتئو بلانکو خودش را تبدیل به همان اسم مستعارش می کند اگر چه با این اسم نمی تواند فیلمی بسازد ولی می تواند امیدوار باشد که ماتئو بلانکو ( اسم واقعی اش ) با معشوقش لنا در تصادف مرده است .

شناسنامه فیلم :

نویسنده و کارگردان : پدرو آلمادوار / فیلمبردار : رودریگو پریتو / تدوینگر : ژوزه سالکو / بازیگران : پنه لوپه کروز ، جوزه لوییس گومز ، لوئیس هامور / تهیه کننده : آگوستین آلمادوار / محصول اسپانیا 2009 / 129 دقیقه

 

مینا کشاورز

سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

کنفرانس مطبوعاتی " در جستجوی اریک "

دیروز در بخش مسابقه رسمی کن فیلم های دو فیلمسازی که قبلا نخل طلا را برای فیلم هایشان گرفته اند به نمایش در آمد . هر چند که من علاقه ای به کن لوچ و فیلم هایش ندارم و حتی همان چند سال پیش هم که نخل طلا را گرفت حالم بدجوری گرفته شد اما به هر حال جز فیلمسازانی است که برای خودش طرفداران و مخاطبانی دارد . کن لوچ با اریک کانتانا ، بازیگر فیلم در کنفرانس مطبوعاتی شرکت کردند .

کن لوچ درباره اینکه اگر مجبور شده بود یک فیلم کمدی بسازد گفت :

" فکر کردیم خیلی خوب خواهد بود فیلمی بسازیم در حالی که همش لبخند به چهره داشته باشیم . شما می توانید بگویید یک کمدی با پایان خوش مثل یک تراژدی است .  حس کردیم چیزی که باید انجام دهیم اجرا کردن داستان همراه با حقیقت است . و فکر می کنم این نتیجه تلاش بازیگرانی بود که با آن ها کار می کردیم . آن ها داستان را با حقیقت اجرا کردند ، بعضی اوقات بامزه و خنده دار بود و بعضی اوقات هم ناراحت کننده بود . ولی اگر شما با حقیقت جلو بروید همه چیز درست خواهد شد ..."

اریک کانتانا درباره بازی کردن نقش خودش در فیلم گفت :

" بعضی ها معتقدند اینکه نقش خودت را ایفا کنی کار چندان ساده ای نیست . این یک داستانبا یک فیلمنامه زیبا نوشته پاول لاورتی است . شما مجبورید طبیعی باشید....قبل از فیلمبرداری فکر می کردم فشار خیلی زیادی را باید تحمل کنم ولی وقتی وارد کار شدیم چنین اتفاقی نیفتاد. من با کن صحبت می کردم و مدام از خودم درباره نقشم سوال می پرسیدم . فکر کردم باید کاری کنم که خودم هم از فیلمبرداری لذت ببرم و از هر چیزی برای به دست آوردن این لذت استفاده می کردم . "

کن لوچ درباره فوتبال گفت :

" این بازی دو تا ویژگی دارد :مردم را دور هم جمع می کند. یک تیم نماینده یک اجتماع است . به نظرم در آن چند ساعتی که تیم ملی شما بازی می کند موقعیت خیلی خوبی است که حس ناسیونالیستی تان ارضا شود . همچنین فکر می کنم این بازی جایی است که مردم می توانند احساساتشان را بیان کنند و در طول یک بازی شما از نا امیدی به امید می رسید ، خوشحال می شوید یا ناراحت و در یک ساعت و نیم مدام درگیر هستید و اگر فیلم بتواند این حس را در بیاورد پس کارش را خوب انجام داده است . "

شناسنامه فیلم :

کارگردان : کن لوچ / نویسنده : پاول لاوری / فیلمبردار : باری آکروید / تدوینگر : جاناتان موریس / بازیگران : استفانی بیشاپ ، اریک کانتانا ، استیو ایوت، جان هنشاو / محصول ایتالیا ، فرانسه ، انگلیس ، بلژیک و اسپانیا 2009 ، 116 دقیقه

مینا کشاورز

سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

کنفرانس مطبوعاتی " ضد مسیح "

بالاخره دیروز جدیدترین فیلم لارس فون تریر " ضد مسیح " در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد . کنفرانس مطبوعاتی " ضد مسیح " با استقبال روبرو شد و بازیگران فیلم خیلی با هیجان درباره تجربه هایی که سر این فیلم با فون تریر داشتند صحبت کردند .

لارس فون تریر درباره اینکه چه توجیهی برای ساختن این فیلم دارد ، گفت :

" فکر نمی کنم لازم باشد به خاطر فیلمم از کسی عذر خواهی کنم...شما همه مهمانان من هستید . من برای خودم کار میکنم و این فیلم کوچکی را ساختم که الان عاشقشم."

لارس فون تریر " ضد مسیح " را به تارکوفسکی تقدیم کرده است و درباره علاقه اش به تارکوفسکی و فیلم های او گفت :

" الان دیگه تارکوفسکی خدای واقعی سینماست . وقتی برای اولین بار فیلم " آینه " را در یک تلویزیون کوچیک دیدم واقعا شگفت زده شدم . اگر داریم درباره مذهب صحبت می کنیم می شه گفت این یک رابطه مذهبیه . من فیلم های تارکوفسکی را بارها و بارها دیده ام . می دونم که اولین فیلم من را دید و واقعا از آن متنفر بود و حس کردم صادق بوده و عکس العمل واقعی اش را نشان داده . تارکوفسکی فیلمساز نسل قبل از من است . حس می کنم بهش وابسته ام . حس کردم به برگمان هم وابسته ام ولی او به من هیچ وابستگی نداشت ....اگر شما فیلمتان را به کارگردانی تقدیم کنید ، دیگه کسی نمی گه که از اون کارگردان کپی یا دزدی کرده اید ، پس تقدیم کردن راحت ترین راه برای برداشتن ایده های یک کارگردان دیگه است . "

شارلوت گینزبورگ درباره تجربه اش با فون تریر گفت :

" من واقعا خودم را برای هر چیزی آماده کرده بودم . سخت ترین سکانس ها برایم صحنه هایی بود که سکس داشت یا برهنه بودم چون در این صحنه ها شما باید بتوانید حس زیادی که وجود دارد را متقل کنید . و سخت تر از آن اجرا کردن این صحنه ها بود . ولی راهنمایی های لارس کمکم می کرد . ...بیشتر یک تجربه حسی بود . ما زیاد صحبت نمی کردیم . "

ویلیام دافوئه هم درباره تجربه اش با لارس گفت :

" مثل یک رویا ! حق با شارلوته ما زید صحبت نمی کردیم . من از کار کردن و همراهی با لارس لذت بردم . از حس شوخ طبعی اش لذت بردم . او فیلمساز فوق العاده ای است . خیلی سریع نحوه کار کردنش را براتون توضیح می دم : اصلا اجازه نمی دهد قبل از فیلمبرداری تمرین کنیم یا برداست امتحانی بگیریم . شما وارد اتاق می شوید و فیلمبرداری شروع می شود . حالا ، ممکنه این شیوه به نظر زیاد شیوه رادیکالی به نظر نیاد ولی اگر شما یک سکانس 10 صفحه ای دیالوگ داشته باشید و او به شما نگه که دوربین چه کارهایی می تونه بکنه یا خودتان چقدر آزادی عمل دارید یا اینکه کجاها باید برهنه باشید یا نباشید ...شما باید از اساس و پایه خودتان حس صحنه ها را در آورید و بعد او شما را راهنمایی می کند . تنها دو تا بازیگر در فیلم وجود دارند و هر روز این کارها را تکرار می کنید و شما خیلی زود با شرایط منطبق می شوید . "

لارس فون تریر درباره اینکه فیلمسازی برایش یک شیوه درمانی است ، گفت :

" اینکه فیلمسازی یک درمان است خیلی چیز رایج و طبیعی است : اینکه هر روز صبح بیدار شوید و برید سر کار...و این کمک می کنه فکر نمی کنم چنین چیزی کسی را اذیت یا نارحت کند . اینکه واقعا فیلم بسازی بیشتر شبیه یک رویاس . چون خیلی از افراد را دیدم که این کار را خیلی منطقی و مهندسی انجام می دهند . "

فون تریر درباره سکانس هایی که مخاطب را به لحاظ روحی آزار می دهد گفت :

" با نشان ندادن و حذف این صحنه ها ، مخاطب را فریب می دهید و در واقع حقیقت را شکل دیگری نشان می دهید . گناه ، سکس و درد و رنج ذات و طبیعتشان تیره و تاریک هست . "

خلاصه داستان :

زوجی که زندگی غم انگیز و افسرده ای با هم دارند سعی می کنند مدتی از هم جدا زندگی کنند تا دوباره بتوانند رابطه شان را خوب کنند ولی طبیعت و زندگی جوری پیش می رود که موقعیت آن ها از بد به بدتر می رسد...

شناسنامه فیلم :

نویسنده و کارگردان : لارس فون تریر / فیلمبردار : آنتونی داد منتل / تدوینگر : اندرس رفن / بازیگران : ویلیام دافوئه ، شارلوت گینزبورگ / محصول دانمارک ، فرانسه ، آلمان ، سوئد و ایتالیا 2009 /104 دقیقه

مینا کشاورز

دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

کنفرانس مطبوعاتی " Kinatay "

بریلانت مندوزا کارگردان جوان فیلیپینی سال گذشته هم در بخش مسابقه کن برای اولین بار حضور داشت . امسال با فیلم " Kinatay  " در مسابقه حضور دارد و ظاهرا فیلمش توجه زیادی را جلب نکرده است .

در کنفرانس مطبوعاتی درباره شخصیت پردازی کاراکتر اصلی فیلم ، پپینگ ، که چرا غیرخلاقانه طراحی شده است از مندوزا سوال کردند :

" هدف اصلی ام این بود که هر اتفاقی برای این شخصیت می افتد را دنبال کنم از صبح امروز تا صبح فردا . بخشی از نریشن ها تفاوت شب و روز را مشخص می کنند و او مثل یک فرد عادی به زندگی روزانه اش ادامه می دهد و وارد موقعیتی می شود که پیش از این تجربه اش را نداشته و آن وارد شدن به دسته گنگسترهاست . می خواستم تماشاچی آنچه بر سر این آدم می آید را حس کند چون روز بعد با شخصیتی کاملا متفاوت از او روبرو می شویم . "

مندوزا درباره استفاده از زمان در فیلمش گفت :

" به نظرم استفاده از زمان واقعی ( Real Time ) برای فیلم هایی که در ژانر تریلر اجتماعی یا درام اجتماعی هستند خیلی شیوه مناسبی است و در فیلم قبلی ام هم از آن استفاده کردم . قبل از اینکه این داستان را بسازم فیلم های زیادی از فیلمسازان بزرگی دیدم ولی به خودم گفتم باید شیوه متفاوتی را انتخاب کنم . دوست دارم مخاطبان ، تماشای فیلمم تجربه متفاوتی برایشان باشد . می خواهم آن ها با کاراکترها همراه شوند . فکر می کنم اینطوری خیلی بیشتر تاثیر گذار خواهد بود تا اینکه واقعا یک فیلم ببینید . مثلا وقتی یک فیلم وحشتناک می بینید فقط می تواند شما را بترساند ولی شما تجربه جدید و بیشتری از کل این پروسه به دست نمی آورید . "

مندوزا همچنین درباره سبک فیلمش گفت :

" بعد از تصویر فکر می کنم صدا و موسیقی نقش اصلی را در فیلم ایفا می کنند حتی اگر اتفاقی را در فیلم نبینید می توانید از طریق صدا و موسیقی آن را احساس کنید . "

خلاصه داستان :

" پپینگ دانشجوی رشته جرم جشناسی است و با یکی از همکلاسی هایش کار هم می کنند . او عاشق دختری می شود و تصمیم می گیرد که ازدواج کند ولی مشکل مالی دارد و دوستش به او شغلی را پیشنهاد می دهد که می توانند پول زیادی از آن به دست بیاورند .

شناسنامه فیلم :

کارگردان : بریلانت مندوزا / نویسنده : آرماندو لائو / فیلمبردار : اودیسه فلورس / تدوینگر : کاتس سرائون / صدابردار : آلبرت میشل / تهیه کننده : فردینان لوپز  / محصول 2009 فرانسه و فیلیپین / 100 دقیقه

 

مینا کشاورز

دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

کنفرانس مطبوعاتی " انتقام "

جانی تو فیلمساز تقریبا ناشناخته ای در ایران است هر چند که سال گذشته در جشنواره فیلم فجر چند فیلم او به نمایش در آمد . با این حال جانی تو ، فیلمساز هنگ کنگی در دنیا و برای خوره های فیلم کاملا آشناست . او از سال 2004 هر سال در کن حضور داشته ( به جز سال پیش ) ولی امسال دومین باری است که برای دریافت نخل طلا در بخش مسابقه رسمی با فیلمسازان دیگر رقابت می کند . در سال های گذشته اغلب فیلم های او در بخش خارج از مسابقه نمایش داده شده اند . جانی تو بر خلاف تم فیلم هایش فیلمساز خوش مشربی است که اغلب ایده های فیلم هایش سر میز غذا به ذهنش می رشد .

امسال هم با فیلم " انتقام " در مسابقه رسمی کن حضور دارد و دیروز بعد از نمایش فیلمش با بازیگران ، نویسنده و تهیه کنندگان فیلم در کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد .

 از جانی تو درباره اینکه چقدر ستایشگر فیلم های ژان پیر ملویل هست پرسیدند و او در جواب گفت :

" در این فیلم واقعا قصدم این بود ، همان طعم و مزه ای که فیلم های ملویل به مخاطبانش منتقل می کند ، به مخاطبانم منتقل کنم . این یک فیلم جنایی درباره یک تبهکار هست . دیالوگ زیادی فیلم نداره و رفتارهای رمانتیکی را از قهرمان هایمان می بینیم  و البته یک بازیگر فرانسوی هم داریم که خیلی خوب این حرکات را رهبری می کند . این فیلم یک فرصت خیلی خوب بود که تعاملی بین سینمای فرانسه و هنگ کنگ شکل بگیرد . "

جانی هالیدی که نقش اصلی فیلم را ایفا می کند درباره تجربه همکاری اش با جانی تو گفت :

" کار کردن با فیلمسازی به معروفی جانی تو  یک تجربه فوق العاده بود . من یکی از ستایشگران و طرفداران فیلم های او هستم . وقتی وارد هنگ کنگ شدم خیلی سردر گم بودم . اصلا هیچی از زبان آن ها نمی فهمیدم و یک کلمه هم نمی تونستم حرف بزنم . هیچ راهی برای اینکه بتونم با مردم ارتباط برقرا کنم نداشتم چون درصد خیلی کمی از مردم آنجا می توانستند انگلیسی صحبت کنند . در حقیقت منظورم از خیلی کم ، هیچ کسه . این وضعیت به اینکه بتوان نقشم را خوب بازی کنم کمک زیادی کرد ، چون  کاراکترکاستلو هم وقتی وارد هنگ کنگ می شود سر در گم است . در طول کار با فرهنگ چینی که کاملا متفاوت از فرهنگ ماست آشنا شدم و کم کم می شد فهمید که آن ها چطور زندگی می کنند ، چطور فکر می کنند و بهتر مردمسان را شناختم . واقعا دوست دارم که دوباره چنین وضعیتی را در چین تجربه کنم شاید با جانی . "

ظاهرا فیلم ، تعداد زیادی سکانس غذاخوردن دارد . به همین خاطر از جانی تو درباره این سکانس ها پرسیدند :

" صحنه های غذا خوردن و مربوط به غذا خیلی خیلی مورد علاقه منه ، چون من یکی از شیفتگان غذا خوردن هستم و همچنین سینما و در نتیجه همیشه در فیلم هایم این دو عشقم را در کنار هم می گذارم . و اگر بخوام خیلی تماتیک بهش نگاه کنم باید بگم که همه ما می دونیم سر میز غذا و هنگام خوردن می توان موقعیت هایی را طراحی کرد که از طریق آن ها شناخت بیشتری از کاراکترهایمان پیدا کنیم . "

جانی هالیدی درباره نحوه کار با جانی تو گفت :

" لازم نبود چیز زیادی را حفظ کنم و به خاطر همین برایم عالی بود . اسلحه گرفتن یکی از چیزهایی بود که می بایست یاد می گرفتم که خوشبختانه بلد بودم . شیوه جانی من را یاد ژان لوک گدار سر فیلم " کارآگاه " می انداخت . ژان لوک صبح دو تا صفحه به شما می داد و قرار بود که ظهر هم فیلمبرداری کنیم . هر روز دو تا صفحه به ما می داد و من اصلا نمی دونستم که داستان فیلم چیه . با جانی تو خوی خیلی خوشبخت بودم چون به من فیلمنامه را داد  و تنها کسی بودم که مجبور بودم فیلمنامه را بخونم که البته در طول فیلمبرداری خیلی تغییر کرد . و البته خیلی بهتر شد . از طرفی اغلب بازیگران روزانه بازی می کردند . "

خلاصه داستان :

مردی که خانواده اش به قتل رسیده اند برای اینکه انتقام دخترش را بگیرد به هنگ کنگ می رود . او در حقیقت یک سر آشپز فرانسوی است و 21 سال پیش یک قاتل بوده است .

شناسنامه فیلم :

کارگردان : جانی تو / نویسنده : وای کا فای / فیلمبردار : چانگ سیو کیونگ / تدوینگر : دیوید ریچاردسون / صدابردار : استیو چان / بازیگران : جانی هالیدی ، چیونگ سیو فای ، یوک سائو / تهیه کننده : میشل پتی ، لورانت پتی / محصول 2009 هنگ کنگ / 105 دقیقه    

مینا کشاورز

شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

کنفرانس مطبوعاتی  " ستاره درخشان "

 

جین کمپیون که یک بار نخل طلا را برای فیلم پیانو گرفته است ، بعد از سال ها با فیلم " ستاره درخشان " برای گرفتن دوباره نخل طلا با فیلمسازانی که هر کدام هم مثل او تا به حال موفق به دریافت نخل شده اند ، رقابت می کند .

کنفرانس مطبوعاتی فیلم دیروز با حضور جین کمپیون و بازیگران فیلم برگزار شد .

از جین کمپیون درباره اینکه چرا یک سوژه تاریخی را برای فیلمش انتخاب کرده است پرسیدند :

" احساس خوشبختی می کردم وقتی بیوگرافی کیتس را به تصویر می کشیدم و حس می کردم که وارد سیاره دیگری ، جهان دیگری شده ام  که ازش بی خبر بوده ام . داستان خیلی غم انگیزی است و پایان جذابی دارد . "

 

از بن ویشاو درباره آشنایی اش با شخصیت کیتس قبل از فیلم پرسیدند و در جواب گفت :

" خیلی چیزی درباره اش نمی دانستم و خوب نمی شناختمش . و فکر می کنم یک پیش داوری کلی درباره شعرهای رمانتیک او داشتم . فکر نمی کردم به شعرهای او علاقه جندانی داشته باشم . من شعرهای مدرن و کوتاه را دوست دارم ولی وقتی بیشتر با او آشنا شدم به نوشته ها و شعرهای احساسی اش علاقه مند شدم ولی تا زمانی که شما در یک شخصیت عمیق نشوید ، نوشته ها و نامه های خصوصی اش را نخوانید نمی توانید عاشق او شوید و تحت تاثیرش قرار بگیرید . "

 

از جین کمپیون درباره رابطه بین دوختن و نوشتن ( کاراکتر اصلی فیلم جان کیتس شاعر است که عاشق دختری می شود که خیاط است و در سالن مد کار می کند ) پرسیدند :

" فکر می کنم در آن زمان یعنی اوایل قرن نوزدهم برای زنان زمینه اینکه خودشان را نشان دهند فراهم نبود و همه زنان خیاطی می کردند . خیاطی و پیشخدمتی می کردند ...کار آن ها یک ریتم مشخص داشت : سوزن نخ کردن ، کشیدن ، سوزن نخ کردن ، کشیدن و این برای من مثل شعر بود .

ابی کورنیش هم درجواب این سوال گفت :

" چیزهای دیگری هم هستند که در رفتار دختر روی آن ها فوکوس شده . او عاشق لباس دوختن است . "

جین کمپیون درباره استفاده اش از عکس های بیوگرافیک در فیلم گفت :

" خب این داستانی است که تحت تاثیر داستان زندگی آن هاست و نقطه دید فانی است .  یک داستان عاشقانه است که در آن از نامه ها و چیزهایی که مربوط به کیتس بودند استفاده شده است . فکر می کنم عکس های بیوگرافیک زمانی به درد می خورند که شما مثلا با 6 ورسیون مختلف از کاراکترتان روبرو باشید . "

شناسنامه فیلم :

نویسنده و کارگردان : جین کمپیون /  فیلمبردار : گرگ فراسر / تدوینگر : الکساندر دو فرانسچی / بازیگران : ابی کورنیش ، کری فوکس ، بن ویشاو

تهیه کننده :  جان چاپمن و کارولین هویت فیس    / محصول 2008 انگلستان و استرالیا / 120 دقیقه

خلاصه داستان :

لندن 1818 : یک عشق پنهانی بین جان کیتس 23 ساله و شاعر با دختر همسایه ، فانی براون ، که خیاط است شکل می گیرد .

 

 

کنفرانس مطبوعاتی  " اشتیاق "

پارک چان ووک با فیلم " پیر پسر " شناخته شد و با همین فیلم در فستیوال کن هم شرکت کرد . امسال فیلمی درباره یک کشیش محبوب در یکی شهرهای کره جنوبی ساخته است و در بخش مسابقه رسمی حضور دارد .

 

پارک چان ووک درباره مذهب و نقش آن در فیلمش گفت :

" اگر واتیکان به فیلم من علاقه نشان دهد خیلی خوشحال خواهم شد . وقتی تصمیم گرفتم قهرمان فیلمم یک کشیش باشد هدفم مورد انتقاد قرار دادن مذهب یا شغل کشیشی  نبود . من برای هر دو اینها احترام قائلم . من فقط دنبال این بودم که ببینم یک شغل پاک و انسانی که یک فرد در جامعه مان می تواند داشته باشد چیست و فکر کردم کشیش بودن همان چیزی است که می خواهم .

 

چان ووک همچنین درباره تکنیک کارگردانی اش در این فیلم گفت :

" هدف اصلی ام در این فیلم این بود که بتوان حواس پنج گانه مخاطب را تحریک کنم . مواظب بودم که چکار کنم تا فیلم قابل لمس باشد . می خواست " اشتیاق " دیده شود ، شنیده شود ، حس شود و هر چیزی دیگری که قابل لمس باشد . در هر پلانی تمام تلاشم را کردم که تمام حواس پنج گانه مخاطب را تحریک کنم . "

 

شناسنامه فیلم :

کارگردان : پارک چان ووک / نویسنده : چونگ سئو کیونگ ، پارک چان ووک / فیلمبردار : چانگ چونگ هون / تدوینگر : کیم سانگ بوم ، کیم جا بوم / بازیگران : شین ها کیون ، کیم ها سوک ، سونگ کانگ هو / تهیه کننده : موهو فیلم / محصول 2009 کره جنوبی / 133 دقیقه 

مینا کشاورز

جمعه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

کنفرانس مطبوعاتی  " آکواریوم "

آندره آرنولد برای اولین بار و با اولین فیلم بلندش در فستیوال فیلم کن شرکت کرد و توانست جایزه ویژه هیئت داوران را برای فیلم " Red Road " بگیرد . امسال آندره آرنولد با فیلم " آکواریوم " در بخش مسابقه رسمی حضور دارد و با فیلمسازان بزرگی برای دریافت نخل طلا رقابت می کند .آکواریوم

دیروز فیلم " آکواریوم " در سه سانس نمایش داده شد و کنفرانس مطبوعاتی آن با حضور کارگردان ، بازیگران ، تهیه کننده و دیگر عوامل برگزار شد .

از آندره آرنولد درباره تاثیری که از یک تصویر برای ساختن " آکواریوم" گرفته بود پرسیدند و در جواب گفت :

" من به هیچ کس نمی گم که اون تصویری که ازش الهام گرفتم چه بود چون فکر می کنم زیاد کارساز نباشد و مخاطب را از فیلم دور کند . من یک تصویری از کتی داشتم که مشغول انجام کاری بود و کنجکاو بودم ببینم چه کار می کند و چرا چنین کاری می کند و شروع کردم به نوشتن خروجی های اون تصویر . فکر می کنم این یکی از قویترین تصویرهایی است که تا به حال نوشته ام . "

میشل فاسبیندر درباره شخصیت " کانر " که در فیلم نقش آن را بازی کرد ، گفت :

" اولین بار درباره نقش با آندره آ پای تلفن صحبت کردم...او خیلی کم درباره اینکه  " کانر " به سفر می رود صحبت کرد خیلی خلاصه همه چیز را گفت و من شروع کردم به اینکه خودم را در قالب کانر ببرم . ایده هایی زیادی در ذهنم می آمد و می رفت . و در آوردن حس کار زیاد سختی برایم نبود . می دونید شما اطلاعات مشخصی از کاراکتر و داستان دارید و خب تا جایی که بتوانید باید سعی تان را برای در آوردن آن شخصیت کنید . چیزی که همیشه برای من در کارهای آندره آ جذاب است این است که شما همیشه با شخصیت هایی روبرو هستید که خیلی مرموز هستند و در عین حال شیطانی هم نیستند .

آندره آ آرنولدآندره آ آرنولد درباره عنوانی که برای فیلم انتخاب کرده است ، گفت :

" این اسم دقیقا حسی را که فیلم به مخاطب می داد ، منتقل می کرد . مردم همیشه دوست دارند قبل از اینکه شما فیلمتان را شروع کنید اسم آن را بدانند . من فکر می کنم همیشه نیاز دارم که ببینم فیلم چه حسی را دنبال می کند و بعد برای آن اسم انتخاب کنم و تا وقتی که واقعا احساس نیاز به انتخاب اسم نکنم ، این کار را انجام نمی دهم . مطمئن نیستم ولی در مورد " آکواریوم " ، به نظرم زندگی زیادی در محیطی به این کوچکی جریان دارد...حس کردم فضای خوبی برای فیلم می تواند باشد .

شناسنامه فیلم :

نویسنده و کارگردان : آندره آ آرنولد / فیلمبردار : رابی رایان / تدوینگر : نیکولاس چائودئورگ / صدابردار : یوآکیم ساندستروم / بازیگران : میشل فاسبندر ، ربکا گریفیتس ، کتی خارویس ، سدنی ماری نش / تهیه کننده :     / محصول 2009 انگلستان / 124 دقیقه

خلاصه داستان :

میا دختر پانزده ساله ای است که وقتی دوست پسر جدید مادرش در خانه آن ها اقامت می کند ، زندگی اش وارد مرحله جدیدی می شود .

 

کنفرانس مطبوعاتی  " تب بهاره "

لو یی با تازه ترین فیلمش " تب بهاره " در چین به مشکلات زیادی برخورده است . چون فیلم درباره همجنس بازی است و این مسئله در کشور چین یک تابو است . حضور لو یی و فیلمش در کن ، پیش از شروع جشنواره سر و صداهای زیادی به خاطر ممنوعیتش در چین ،کرده بود . و باعث محرومیت کاری لو یی در چین شده است .

کنفرانس مطبوعاتی فیلم با حضور کارگردان و بازیگران برگزار شد .

اولین سوال درباره محرومیت لویی از کار کردن در کشورش بود و او در جواب گفت :

" جواب من خیلی ساده است : به عنوان یک کارگردان ، فیلم می سازم و کارم را مثل همیشه انجام می دهم. واقعا دوست ندارم بیشتر از این درباره این مسئله صحبت کنم . ترجیح می دهم درباره خود فیلم صحبت کنم . در هر حال دوست دارم دو نکته درباره این محرومیت بگویم ف اول اینکه دوست دارم تهیه کننده ام بتواند در چین و در صنعهت فیلمسازی کار کند و دوم اینکه امیدوارم مسائلی مثل ممنوعیت یک کارگردان یا بازیگر از ساختن فیلم در کشورش ، از بین برود . امیدوارم آخرین کارگردانی باشم که به این شیوه در چین از کار کردن محروم می شود . امیدوارم همه فیلمسازان جوان چینی بتوانند آزادانه فیلم هایشان را بسازند .

لو یی درباره بحث هایی که بر سر مضمون همجنس بازی در فیلمش مطرح شده است ، گفت :

" من به طور خاص درباره همجنس بازی فیلم نساختم . من انواع روابط پیچیده را نشان دادم : احساس و عشق را در فیلم منشان داده ام . فکر می کنم وقتی فیلم را می ساختم بیشتر دوست داشتم یک دنیای رنگی را نشان بدهم و برایم مهم نبود این عشقی که به تصویر می کشم همجنس بازانه است یا نه . همه آن ها را به یک شیوه مشابه فیلمبرداری کردم . به نظرم سکس مسئله خیلی مهمی در زندگی است و نمی خواستم آن را کم رنگ تر از مسائل دیگر نشان دهم . ضمن اینکه نمی خواستم خیلی هم درباره آن صحبت کنم . ولی به هر حال بخشی از داستان است . "لو یی

لو یی درباره اینکه چرا فیلمش را خیلی مخفیانه و بدون سرو صدا ساخته است ، گفت :

" اول از هر چیزی ما این فیلم را خیلی زیرزمینی ساختیم ، ایسن شیوه ای هست که من همیشه به کار می برم و به جای اینکه روی مصاحبه ها و رسانه ها فوکوس کنم روی فیلمم تمرکز می کنم . و این روش همیشه برای من مفید بوده و این بار هم نتیجه خیلی خوبی از این شیوه گرفتم . داستان فیلم برگرفته از رمانی است نوشته " یو دافو " و دافو در کتابش خیلی روی فردیت شخصیت ها و احساسات فردی و شخصی آن ها تمرکز کرده است . این تمی بود که می خواستم در فیلم هم روی آن کار کنم . و با مخفی کار کردن می توانستم این احساسات فردی را خوب نشان دهم .

شناسنامه فیلم :

کارگردان : لو یی / نویسنده :  فنگ می / فیلمبردار : ژیان ژنگ / تدوینگر : ژیان ژنگ ، فلورنس برسون ، روبین ونگ  /

موسیقی : پیمان یزدانیان / بازیگران : سیشنگ شن ، ژیاکی ژیانگ ، هائو کین ، ژوا تان ، وی وو / تهیه کننده : Rosem Films / محصول 2009 هنگ کنگ / 115 دقیقه

 

مینا کشاورز

چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

ساعت ٧ امشب ، شصت و دومین جشنواره فیلم کن شروع می شود . امسال از سال هایی است که کم تر در تاریخ فستیوال کن تکرار می شود . اینکه کارگردان های مهم و دوست داشتنی دنیا با هم در بخش مسابقه رقابت می کنند مثل : آلمادوار ، آندره آرنولد ، جانی تو ، آلن رنه ، هانکه ، جین کمپیون و....

البته فیلم افتتاحییه جشنواره ،انیمشن سه بعدی " بالا " است که جدیدترین کار پیکسار هست و آن را پته داکتر که قبلا شرکت هیولاها را ساخته بود و از طراحان شخصیت های داستان اسباب بازی بود ، کارگردانی کرده است .

به روال این چند سال اخیر از فردا که نمایش فیلم ها شروع می شود من هم تا جایی که امکانش را داشته باشم کنفرانس مطبوعاتی فیلم ها و اتفاقاتی که در فستیوال می افتد را پوشش می دهم . فقط اینکه:

 لطفا بدون اطلاع و ذکر منبع از مطالب استفاده نکنید .

مینا کشاورز

دوشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٧
کشف یک استعداد دیگر

این ها همه بچه های همون کلاسی هستند که حالا نخل گرفته

" کلاس درس " سومین فیلم Laurent Cantet ، فیلمساز فرانسوی توانست نخل طلای فستیوال فیلم کن شصت و یکم را از آن خود کند . این فیلم که اولین حضور فیلمسازش در کن بوده است توانست بر خلاف همه گمانه زنی ها نخل طلا را بگیرد . کانته این فیلم را بر اساس رمان اتوبیوگرافیکی که یک معلم از زندگی خودش نوشته بود ، ساخته است . این فیلم به خصوص به دلیل حضور نویسنده کتاب به عنوان بازیگر نقش اصلی و نحوه کارگردانی  فیلم بیشتر شبیه یک فیلم مستند- داستانی است .

 پس از این فیلم که روز گذشته در کن به نمایش در آمد ، کنفرانس مطبوعاتی با حضور کارگردان ، نویسنده رمان ، فیلمنامه نویس و بازیگر فیلم فرانسوا بژدو برگزار شد . ( البته بازیگرهای دیگر و تهیه کننده ها و فیلمنامه نویس مشترک کار هم حضور داشتند . )

کانته درباره نحوه اقتباسی که از این رمان کرده و اصلا چه شد که سراغ این سوژه رفت می گوید : " همیشه با خودم فکر می کردم که مدرسه ها یکی از محل هایی هستند که جامعه را شکل می دهند . و خودم را آماده کردم تا از دیوار یک دبیرستان بالا بروم و به درون آن سرک بکشم . ولی کتاب فرانسوا این امکان را قبلا برای من به وجود آورده بود . تصمیم گرفتم خودم را بین این دیوارها محصور کنم و به عنوان یک عنصر کوچک هر چه که در دنیای بیرون از آنجا می گذرد را انعکاس دهم . فرانسوا هم چنین کاری کرده بود . ویژگی های معلمی که در کتاب تصویر شده خیلی نزدیک به مشخصه هایی بود که می خواستم کاراکتر معلم در فیلمم داشته باشد . "

کانته درباره اینکه برای ساختن این فیلم و در آوردن فضای فیلم از چه شیوه ای استفاده کرده است ، می گوید : " ما مدت زیادی را صرف آماده سازی فضا کردیم . یک سال قبل از شروع فیلمبرداری یک Workshop در کالج فرانسوا دولتو برگزار کردیم . هر دانش آموزی که می خواست می توانست در این کلاس شرکت کند . از 13 تا 16 ساله . 3 ساعت در هفته همه در تمرین هایی که بهشون می دادم شرکت می کردند . این کار به ما کمک کرد تا همدیگر را بشناسیم و بتوانیم بازیگرهایمان را پیدا کنیم . انتخاب بازیگرها یکی از طولانی ترین پروسه های کاری ما بود و من تا آخرین دقایق هنوز بازیگر نقش اصلی را پیدا نکرده بودم . "

کانته همچنین درباره شیوه فیلمبرداری فیلم گفت : " هر روز صبح فیلمبرداری را شروع می کردیم ، معلم و بچه ها هر کدام می دانستند که باید چکار کنند . سه تا دوربین داشتیم که تمام وقایعی که در کلاس اتفاق می افتاد را از زاویه های مختلف همزمان می گرفت . گاهی اوقات هم لازم می شد پلان یا سکانسی را دوباره و چندباره فیلمبرداری کنیم . "

 

شناسنامه فیلم :

کارگردان : لورانت کانته / فیلمنامه نویسان : لورانت کانته ، فرانسوا بژدو ( بر اساس کتابی از فرانسوا بژدو ) / مدیر فیلمبرداری : پیر میلون / تدوینگر : رابین کمپیلو / بازیگر : فرانسوا بژدو / محصول 2008 فرانسه / 128 دقیقه

مینا کشاورز

آرشيو
پست الكترونيك

دوستان


سورنا

سنگر و قمقمه هاي خالي

تبارشناسي طراحي صنعتي

درنگ

و سکوت...

دوردست، اين چنين نزديک

سينماي مستند

بهشت مي تواند منتظر بماند

همشهري کاوه

مقعد خورشید

خشت و آيينه

لوليتا

کيک گيلاس

دژاوو

سپينود

نوشتن با كيبورد

زبان سينما

موج نو

لانگ شات

مرد مرده

ويسپرد

حديث نامکرر

خط سوم

در ابعاد بي شكوه اين چهار ديوار

سکانس...يک،دو،سه

پرسونا

سروده هاي wisprad

شب هاي گراماتا

دست قيچي

عقايد يک دلقک

خلوت خالي

کافه تیتر

پايگاه فيلم هاي مستند

چراغ هاي روشن

دوات

اتوم اگويان

جيم جارموش

کارل تئودوردراير

کيتانو تاکشي

لارس فون ترير

ويم وندرس

ياسوجيرو ازو

کريس مارکر

فيلمسازان مستند

آرشيو


Sight & Sound
IMDB
About Film